تبليغاتX
درد دلهای تنهایی - یاد شب قدر
حرفهای خودمونی با خودم
 ای علی جان قدر قدرت را ندانستم برفت

گریه کردند و نکردم تا که شبهایت برفت

 

چه گویم از درد دلهای جدایی بی وفایی

من به قربان سرت وقت دعایم هم برفت

 

به ابی انت و امی ها جوانی ام کجاست

افسوس صد افسوس آن جوانی هم برفت

 

درد دلها با تو کردم درد دلهای نهان

تا که امروز از دلم آن درد دلها هم برفت

 

یا محمد (ص) دست بر دامان نگاهت می کشم

سوز دل را مرهمی ده آن سواران هم برفت

 

در کنار چشمه آب حیاط و آرزو مهربان

روزگارم همچو آب جویباران هم برفت
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 18:38  توسط سکوت  |